سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

 

                           سرداربزرگ حسین ابن علی علیهه السلام




امام حسین (ع) در کلام شهدا(1)

اندیشمندان ،عرفا ومحققان‌ جهان‌ از پیدایش‌ بشریت تعاریف ‌گوناگونى از زندگى، سیر وسلوک‌آن ‌داده‌اند اما هیچکدام نتوانستند تعریف جامعى از آن‌ به بشریت ارائه دهند مگر پیامبران الهى و پیام آوران خدا،سرور شهیدان عالم ‌شیعه، زندگى را د ر یک جمله بسیار مختصر و ساده اما بسیار پر معنا بیان مى کند. «ان الحیاة عقیدة‌ و جهاد» (زندگى چیزى ‌جز عقیده‌ وتلاش‌ وکوشش در راه آن نیست ).براستى شهداى‌ ما مصداق این کلام امامند.

 عیسی کریمی

*************

سلام بیکران بر حضرت امام حسین (ع) باد که دلسوختگانش همچو پروانه به دورشمع وجودش حلقه زدند و جانشان را عاشقانه در کربلاى مطهرش به زمین ریختند تا درسى به ما شیعیان حسین بدهند که هیچ نعمتى گواراتر از شهادت نیست .گویا هنوز نداى «هل من ناصرینصرنى »امام حسین دردشت کربلا طنین انداز است که آیا کسى هست که من را یارى کند. لبیک ، لبیک یا حسین مظلوم لبیک .

 عیسی کریمی

*************

وصیتى که به دوستان وامت شهید پرور دارم صبر را پیشه کنند ، راه شهیدان را ادامه دهیدکه همان راه حسین‌ بن ‌على(ع) است.

مهران مرادی زاده

*************

تاآخرین قطره خونم سنگر اسلام عزیز را ترک نخواهم کرد با خداى خود پیمان میبندم که در تمام عاشورا ها ودرتمام کربلاها با سیدا لشهدا(ع) همراه باشم وسنگر او را خالى نگذارم تا هنکامى که همه احکام اسلام را در زیر پرچم اسلامى امام زمان (عج ) با خونمان به اجرادرآوریم .

 عبدالرضا مریدی

*************

ای ملت شهید پرور بدانید که شما به زودى زود به زیارت قبر امام حسین (ع ) شرفیاب مى شوید اگر من نتوانسته ام به زیارت قبر امام حسین بیایم از طرف من هم قبر امام حسین را زیارت کنید. اسم شهید مشخص نمی باشد

*************

اى حسین جان قسم به خون پاکت و قسم به خون پاکان و مظلومان تاریخ که تا آخرین نفس، و آخرین قطره خون با تو پیمان مى بندیم که با دوستان تو وست و با دشمنان تو دشمن باشیم .

از شما مى خواهم که راهى را که امام حسین (ع) انتخاب کرد ،انتخاب کنید و راه او را ادامه دهید .

 

ای ملت ایران! شما خیال نکنید که حسین ( ع ) رفت به کربلا تا بعد ها براى او روضه خوانى کنندو یا به قول بعضى ها براى منبریها خوب شد که چیزى داشته باشند بگویند نه حسین ( ع ) رفت به کربلا تا با عمل خوب خود ثابت کند من چنینم من که فرزند رسول الله و على ( ع ) و فاطمه ( س ) هستم عزیزتر از اسلام نیستم حال که باید خود را فداى اسلام کنم تا که اسلام زنده بماند. اسم شهید مشخص نمی باشد

*************

چند سخنى با مردم همیشه در صحنه و شهید پروردارم اى جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شدو فرمود مرگ شرافتمندانه بهتر است از زندگى ذلت بار و ننگین.

 علی اصغر پاگرد

*************

اى تو که بدن مطهر پاکت در راه دین ‌خدا تکه تکه شد و با خون خود نهال اسلام را آبیارى کردى و شاگردانى را تربیت کردى که در کربلاهاى ایران ‌خونهاى پاک در راه دین خدا میریزند اى فرزندان تا اسم ابا عبدالله حسین را مى شنوند اشک در چشمانشان جارى‌مى‌شود و مانند بچه‌اى که گمشده‌اش را مى‌خواهد پیدا کند اشک مى‌ریزد و گمشده اینان حسین (ع) است اینهادیوانه هستند دیوانه خدا هستند.

محمد رضا پناهی درچه

*************

اى جوانان ‌نکند در رختخواب ذلت بمیرید ،که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. اى جوانان مبادا در غفلت بمیرید،که على (ع) در محراب عبادت شهید شد، مبادا در حال بى تفاوتى بمیرید که على اکبرحسین درراه‌ حسین (ع) وبا هدف شهید شد.

 مسعود ترکی باغبادرانی

*************

ملت مسلمان و انقلابى ! در جامعه تا آنجا که مى توانید احکام اسلامى را جارى نمایید و از صفات نظیر حسد ،کبر ،غرور،حرص ،طمع و ریا دورى جویید و به خاطر مال دنیا خدا را فراموش نکنید و براى دنیا آخرت را از دست ندهید که ضررى بزرگتر از این وجود ندارد و آگاه باشید که براى ما این مرگ بهتر از زنده ماندن با ذلت است (،یعنى همان گفته امام حسین (ع) مرگى بهتر و زیباتر از این مرگ (شهادت ) وجود ندارد.

احمد توانگرریزی

*************

*************

ای ملت ایران! در این مکان مقدس در این کربلاى حسینى درسى که حسین (ع) به یارانش داد و به هر مسلمان داد ما نیز آن درس را مرور مى کنیم و در دانشگاه شهادت ایمان امتحان بدهیم .انشا الله که قبول درگاه حق تعالى قرار گیرد.

 محمدرضا توسلی دینانی

*************

ای ملت شهید پرور! انشاءالله مرا مى‌بخشید واین نصیحت را از برادر کوچکتان بشنوید که بهترین راه تقرب به خداوند است که راه حسین این على (ع) وحسن ابن على (ع) را براى خود الگو قرار دهید .

 ناصر توکلی

*************

ای ملت ایران! حسین ابن على علیه السلام امام سوم ما در دو کلمه میگوید که ان الحیاه عقیده و جهاد ، زندگى فقط عقیده است و جهاد در راه عقیده.

محمدحسن تولمی

*************

ای ملت شهید پرور! امیدوارم که همواره دعا را و خدا را فراموش نکنید خدا مراقب ماست این انقلاب ها براى اوست و در راه رضاى اوست ما آمده ایم تا که خود را فداى او سازیم و همچون حسین (ع) بجنگیم که ما اصحاب عاشورا هستیم و اصحاب کربلا و امیدوارم که وحدت خود را حفظ کنید به نماز بسیار اهمیت دهید و آنچه را خدا گفته خوب انجام دهید مساجد این پایگاههاى انقلاب را فراموش نکنید . قوى دل باشید و شعار و تلاش خود را یکى کنید که امروز راه ما دراز است.

 اصغر جبروتیان نیسیانی

*************

سلام مادر، تبریکت باد شهاد ت پسرت ، نکند آه و ناله کنى و اجرت را در پیش خدا ذا ئل گردانى، آن روز که پسرت به دنیا آمد و آن تربتى که به دهانش گذاشتى چه بود، از کدامین خاک بود آیا این تربت پاک حسین (ع) نبود و تو با زبان بى‌زبانى گفتى لبیک یا. حسین .

حسین جعفری

*************

خدا را شکر مى‌کنم که سالهاى عمرم را با فرا رسیدن یوم الله قرار داد و اکنون یوم الله دیگرى است و خواهیم گفت حسین جان اگر در فضاى گرم و خونین کربلا کسى به فریادت نرسید و نداى لبیک تو را لبیک نگفت ما پیروانت در فضاى گرم خونین ایران زمین دست مردانگى مشت کرده و به نداى غریبى و تنهایى‌ات لبیک مى‌گوییم . حسین جان لبیک لبیک الله، لبیک.

*************

ولى ما پیرو رهبرمان امام حسین (ع) هستیم و همان گونه که امام حسین (ع) مرگ با عزت را بر زندگى ذلت و زبونى ترجیح داد ما هم مرگ شرافتمندانه را هزار بار بر زندگى ذلت بار ترجیح میدهیم.

حیدر علی جعفری

*************

ای ملت شهید پرور! خداوند همیشه ما را به بهترین چیزها امتحان میکند ما هر چه علاقه شدیدى به چیزى ‌پیدا کنیم خداوند ما را به همان چیز امتحان مى کند مثلا امام حسین (ع) علاقه شدیدى به زینب‌ خواهرش داشت و خداوند او را به همان امتحان کرد که آخر متوسل به دعا شد تا توانست امتحان را بدهد .

قدم علی جعفری
منبع: اداره اطلاع رسانی معاونت پژوهش وارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران

 



یادداشت ثابت - شنبه 91 آذر 5 | نظر بدهید

چهرههای منفی کربلا چه کسانی بودند؟

یزید بن معاویه، خلیفه جنایت کار اموی است که فاجعه کربلا به دستور او پدید آمد. وی در سال 25هجری تولد یافت. معاویه، فرزند ابوسفیان، یکی از دشمنان سرسخت پیامبر و پسر هند جگرخوار است. یزید از میمون، دختر بَجْدَل کَلْبی است. یزید، جوانی می گسار، سگ باز و اهل بوزینه بازی و عیاشی بود.
در رقم خوردن واقعه خونین کربلا، چهره های شاخصی، نقش کلیدی و سرنوشت سازی را به عهده داشتند. بعضی از آنها شخصیت های به ظاهر مذهبی بودند که حتی مقام و منزلت حضرت را نیز می دانستند، ولی به دلیل غلبه هوای نفس و دنیاخواهی نامشان در شمار قاتلان کربلا ثبت شد.
آشنایی با این چهره های منفور، درس عبرتی برای تمام بشریت است.

یزید بن معاویه

یزید بن معاویه، خلیفه جنایت کار اموی است که فاجعه کربلا به دستور او پدید آمد. وی در سال 25هجری تولد یافت. معاویه، فرزند ابوسفیان، یکی از دشمنان سرسخت پیامبر و پسر هند جگرخوار است. یزید از میمون، دختر بَجْدَل کَلْبی است. یزید، جوانی می گسار، سگ باز و اهل بوزینه بازی و عیاشی بود.

پس از مرگ معاویه، مردم با او به عنوان خلیفه، بیعت کردند؛ زیرا معاویه پیش از مرگش از بسیاری از مردم برای ولی عهدی او بیعت گرفته بود. یزید اندیشه های الحادی داشت و به مبدأ و معاد بی عقیده بود. بی بند و بار و اهل عیش و طرب بود. در زمان او فسق و فجور به والیان هم گسترش یافت و آوازه خوانی در مکه و مدینه آشکار شد و مردم به آشکارا به شراب خواری پرداختند. سیدالشهدا علیه السلام وقتی با اصرار ولید و مروان برای بیعت با یزید روبه رو شد، به فسق او شهادت داد و فرمود: «یزید، مردی فاسق، شراب خوار و آدم کش است که آشکارا گناه می کند و کسی همچون من با کسی مثل او بیعت نخواهد کرد».

یزید همچون پدرش به حیف و میل بیت المال و کشتن انسان های باایمان و ایجاد فساد در دستگاه حکومت پرداخت. وی به والی مدینه نوشت که به زور از سیدالشهدا بیعت بگیرد و اگر نپذیرفت، گردن او را بزند. وی برای سرکوبی هواداران امام حسین علیه السلام که با مسلم بن عقیل در کوفه بیعت کرده بودند «ابن زیاد» را به ولایت کوفه گماشت و دستور کشتن امام را داد.

یزید سه سال حکومت کرد. در سال اول، امام حسین علیه السلام را به شهادت رساند. در سال دوم فرمانده نظامی اش به دستور او به مسجد النبی و قبر پیامبر حمله کرد و مردم را در کنار حرم پیامبر سر برید. لشکریان او در مدینه ده هزار نفر را کشتند و به زنان و دختران مدینه تجاوز کردند. در سال سوم نیز به دستور او، خانه خدا را با منجنیق سنگ باران کردند و ویران ساختند.

عبیداللّه بن زیاد

ابوحفص (ابواحمد) عبیداللّه بن زیاد بن ابیه در سال 33 ه .ق در عراق متولد شد. پدرش، زیاد، حرام زاده ای بود که از پدری نامعلوم به دنیا آمده بود و شماری از مردان، ادعای پدری او را داشتند. ازاین رو، گاه وی را بدون آوردن نام پدرش به پدر نسبت می دهند و می گویند: زیاد بن ابیه و گاه به مادرش منتسب می کنند و می گویند: زیاد بن سمیه. پدر عبیداللّه از دشمنان سرسخت علی بن ابی طالب علیه السلام و شیعیان وی به شمار می رود، به گونه ای که بسیاری از یاران و تابعین علی علیه السلام به شهادت رسانده است. وی بسیاری از آنان را کور کرد و دست و پای برخی دیگر را برید. بسیاری را به زندان افکند و تا آنجا در پلیدکاری پیش رفت که شیعیان را زنده به گور می کرد. وی نخستین کسی بود که سبّ علی علیه السلام را در عراق (بصره و کوفه) رواج داد.

عبیداللّه ، بسیار زیرک و سیاست مدار و در عین حال ترسو بود و در بسیاری از موارد با وحشت افکنی و زور شمشیر حکومت می کرد. وی در زمان معاویه، حاکم بصره شد و در زمان یزید، حکومت کوفه نیز به وی سپرده شد. به دستور وی مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را به شهادت رساندند.

نقش عبیداللّه در واقعه عاشورا چنان چشمگیر و اساسی است که حتی شماری از هواداران یزید خواسته اند ابن زیاد را مقصر اصلی بدانند. ابن زیاد ابتدا سپاه حر را فرستاد تا کاروان حسین علیه السلام را از حرکت باز دارد. سپس سپاه عمر سعد و پس از آن لشکرهای دیگری را به فرماندهی سران کوفه همچون شبث بن ربعی، حصین بن نمیر و... به کربلا فرستاد. به دستور وی آب را بر سپاه حسین علیه السلام بستند و عمر سعد و شمر بن ذی الجوشن را مأمور کشتن امام حسین علیه السلام ساخت.

عمر بن سعد بن ابی وقاص

عمر بن سعد، رهبری سپاه کوفه در روز عاشورا به عهده داشت. تاریخ تولد وی به طور دقیق مشخص نیست. پدر عمر، سعد بن ابی وقاص از اصحاب بزرگ پیامبر اسلام بود و نزد صحابی و تابعین جایگاه ویژه ای داشت. سعد در زمان خلافت علی علیه السلام با او بیعت نکرد.

قدرت دوستی، جاه طلبی و خود بزرگ بینی از ویژگی های عمربن سعد بود.

فرمان حکومت ری که ابن زیاد برای او صادر کرده بود، با شهادت حضرت مسلم و آمدن حسین علیه السلام به سوی کوفه هم زمان شد. به همین دلیل، ابن زیاد به او دستور داد تا ابتدا به جنگ با حسین علیه السلام برود و سپس برای فرمانداری ری به ایران حرکت کند. او ابتدا از این مسئولیت شانه خالی کرد، ولی با اصرار ابن زیاد بر سر دو راهی انتخاب فرمانداری ری و جنگیدن با حسین علیه السلام ماند. شوق حکومت و لذت قدرت، او را واداشت تا به جنگ حسین علیه السلام برود. او در روز عاشورا، عده ای را برای بستن آب به روی سپاه حسین علیه السلام گماشت و دستور کشتن سیدالشهدا علیه السلام را صادر کرد. فجیع ترین کار وی در کربلا، تخریب و سوزاندن خیمه گاه امام حسین علیه السلام و صدور دستور اسب تاختن بر جسد بی جان حسین بن علی علیه السلام بود.

شک در قیامت، جزا و پاداش، برداشت غلط از معارف دینی و پنداشتن اینکه می تواند پس از بازگشت از کربلا توبه کند و جنایات خود را جبران کند، شیفتگی بیش از حد به مقام دنیوی و موقعیت اجتماعی، ترس از دست دادن مال دنیا و جایگاه اجتماعی خود نزد امویان، پستی طبع و نداشتن بصیرت سیاسی، دست به دست هم داد و عمر بن سعد را به عذاب الهی و ننگ ابدی گرفتار ساخت.

شمر بن ذی الجوشن

شمر بن ذی الجوشن از جمله کسانی است که در واقعه عاشورا، جنایت های ننگینی انجام داد. پدرش، ذی الجوشن، صحابی بزرگ پیامبر بود.

زندگی شمر گویای روحیه پرتلاطم همراه با شجاعت، جنگ جویی و فرصت طلبی اوست. زمانی او در صف یاران امام علی علیه السلام قرار می گیرد و هنگامی که درمی یابد از قِبَل حکومت علی علیه السلام ، چیزی به دست نمی آورد، به خوارج گرایش پیدا می کند و با حفظ جایگاه خود در میان آنان به دربار معاویه راه پیدا می کند و در زمان یزید، نوکری او برای بنی امیه به اوج خود می رسد.

شمر بن ذی الجوشن روز نهم محرم وارد کربلا شد و حوادث هولناکی را در کربلا پدید آورد که کسی در طول تاریخ ندیده است. توهین به امام حسین علیه السلام ، رد فضایل امام حسین علیه السلام ، دستور قتل همسر وهب، حمله به لشکر امام، کشتن نافع بن هلال، حمله به خیمه گاه اهل بیت، صدور فرمان آتش زدن خیمه گاه، محاصره امام حسین علیه السلام ، بریدن سر مبارک حضرت، غارت و چپاول اموال اهل بیت، بردن اهل بیت به شام و... از جمله اقدامات وحشیانه شمر در واقعه کربلا و پس از آن بود.

حرملة بن کاهل اسدی والبی

حرملة بن کاهل اسدی یکی از فاجعه آفرینان کربلا بود که ستم های بسیاری در حق سیدالشهدا و خاندان گرامی اش انجام داد. از تاریخ زندگانی او پیش از فاجعه کربلا هیچ خبری در دست نیست. در روز عاشورا نیز تنها هنگامی که نام قاتلان شهیدان مطرح می گردد، نام وی به میان می آید. از نقل های تاریخی برمی آید که وی بسیار سنگ دل بوده و در قتل کودکان و اهل بیت علیهم السلام همیشه پیش گام بوده است. به شهادت رساندن عبداللّه بن حسن علیه السلام و ابوبکر بن حسن علیه السلام و نیز طفل صغیر سیدالشهدا یا از اقدامات ننگین او در واقعه عاشوراست.

حُصَین بن نُمَیر تَمیمی

حصین بن نمیر تمیمی یکی از شرکت کنندگان در جنگ کربلا و از شمار فرماندهان و مسئولان فاجعه کربلا به شمار می آید.

وی از سرسپردگان بنی امیه بود و هیچ گونه گرایشی به اهل بیت علیهم السلام نداشت. او از جمله افراد مورد اعتماد عبیداللّه بن زیاد بود و پست حساس حفظ امنیت شهر کوفه و پاسداری از امیر آنجا به وی سپرده شده بود. در واقعه عاشورا نیز فرماندهی چهار هزار سرباز را به عهده داشت. از جمله جنایت های وی کشتن یزید از یاران امام حسین علیه السلام ، مشارکت در کشتن حبیب بن مظاهر، تیر باران لشکر امام حسین علیه السلام و تیر زدن به شخص امام حسین علیه السلام بود.

شَبَث بن ربعی بن حُصَین بن رَبیعه تمیمی

شبث بن ربعی یکی از شرکت کنندگان در فاجعه کربلاست که به دلیل دست یازیدن به این جنایت و پلیدی های دیگر شهرت ویژه ای دارد. شبث از نظر شخصیتی، فردی هزار چهره، منافق و سنگ دل بود که به هیچ یک از اصول اخلاقی پای بند نبود.


وی مدتی اذان گوی پیامبر دروغی، سجاح بود. سپس اسلام آورد. آن گاه در قتل عثمان شرکت کرد. سپس جزو یاران علی علیه السلام شد و بعد از آن جزو خوارج شد و علیه علی علیه السلام جنگید. آن گاه توبه کرد، ولی پس از مدتی در قتل حسین علیه السلام شرکت کرد و سرانجام در قتل مختار مشارکت داشت. وی از جمله کسانی بود که نامه دعوت از حسین علیه السلام را امضا کرده، ولی در کربلا، امیری پیاده نظام لشکر عمر بن سعد را بر عهده داشت.


فرجام شوم قاتلان کربلا

1. عبیداللّه بن زیاد

یاران مختار، سر عبیداللّه را از بدن جدا کردند. هنگامی که سرش را نزد مختار آوردند، با دیدن سر، درحالی که سرگرم خوردن غذا بود، خدا را سپاس گفت و برخاست و با کفش هایش روی صورت او ایستاد و آن را لگدمال کرد.

2. عمر بن سعد

وی با ضربات شمشیر و جدا کردن سر از بدن در خانه اش به هلاکت رسید.

3. شمربن ذی الجوشن

ابوعمره، شمر را دستگیر کرد و نزد مختار آورد. مختار ثقفی، سر او را از بدن جدا کرد و بدنش را درون دیگی پر از روغن جوشان انداخت. یاران مختار سرش را لگدکوب کردند و نزد محمد بن حنفیه فرستادند تا تسکینی بر دل زخم دار وی باشد.

4. حرمله

پس از حادثه عاشورا، امام سجاد علیه السلام ، حرمله را نفرین کرد و فرمود: «خدایا سوزش و گرمای آهن و آتش را به او بچشان.» به دستور مختار، دست و پای حرمله را بریدند و سپس در آتش افکندند و مختار از اینکه دعای حضرت به دست او تحقق یافته بود، بسیار خوشحال شد. در نقلی دیگر آمده است که مختار دست و پاهای او را قطع کرد، سپس آهنی را در آتش گداختند تا کاملاً سرخ گردید آن میله را در گردن او قرار داد و گوشت گردن او را با آن سوزاند.

5. خولی


هنگامی که سپاهیان مختار به دنبال خولی بودند، خولی در خانه اش پنهان شد و ناچار به درون چاه مستراح خانه اش رفت. مأموران به راهنمایی زن خولی به مستراح رفتند و وی را درحالی که فضولات بر بدنش چسبیده بود و بوی تعفن می داد، دست بسته نزد مختار آوردند. مختار دستور داد وی را در برابر خانه اش کشتند، جسدش را نیز در آتش انداختند و خاکسترش را به باد دادند.

6. سنان بن انس نخعی

او کسی بود که سر امام حسین علیه السلام را از بدن جدا کرد. به دستور مختار، انگشتان دست و پایش را بریدند و درحالی که هنوز جان در بدن داشت، در دیگ روغن جوشان زیتون انداختند.


فرجام غارتگران پیکر امام حسین علیه السلام

نقل است هنگامی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، سپاهیان یزید برای غارت غنایم به سوی پیکر حضرت هجوم آوردند.

ـ پیراهن حضرت را اسحاق بن حُوبه حَضْرَمی برد، ولی همین که پوشید، دچار پیسی شد و موهایش ریخت.

ـ شلوار امام حسین علیه السلام را بحربن کَعب تمیمی برد و وقتی آن را پوشید، زمین گیر شد و پاهایش از کار افتاد.

ـ عمامه و دستار امام حسین علیه السلام را اَخْنَس بن مُرْشِد بن عَلْقَمه حَضْرمی یا به قولی جابربن یزید اودی برد، ولی همین که بر سر بست، عقلش زایل گردید و دیوانه شد.


ـ بَجْدَل بن سلیم کَلْبی برای بردن انگشتر حضرت، انگشت حسین علیه السلام را قطع کرد. وقتی مختار به او دست یافت، دست و پاهایش را برید و رهایش کرد تا با همان حال در خون خود بغلتد و جان دهد.

 



یادداشت ثابت - یکشنبه 91 آبان 29 | نظر بدهید

یاد و عشق اهل بیت(علیهم السلام)

پاسی از شب که می گذشت، در انتظار صدای ناله های آوینی چشمانشان را باز می کردند مرتضی مرثیه سرا بود، دلی عاشورایی داشت قصه وصال، روح بی تابش را عاشق می ساخت. یکبار در دوکوهه به او گفتم: شهید داوود یکبار در زمین خیس پادگان به زمین افتاد و گریه کرد وقتی علت گریه اش را پرسیدم، پاسخ داد:«یاد عباس (ع) افتادم که هنگام به زمین افتادن دست نداشت، حتماً خیلی سخت به زمین افتاده است. با شنیدن این سخن گریه مجال صحبت را از مرتضی گرفت، همانجا در پادگان نشست، ساعت ها به یاد غربت عباس بن علی (ع) و داوود گریست.
(رضا برجی ، شهید سید مرتضی آوینی)



یادداشت ثابت - شنبه 91 آبان 28 | نظر بدهید

ثمره زیارت عاشورا

عید سال72 بود و بچه ها هم گرفته و پکر. چند روزی بود که هیچ شهیدی خودش را نشان نداده بود. هر روز صبح «بسم الله الرحمن الرحیم» گویان می رفتیم کار را شروع می کردیم و تا غروب زمین را می کندیم، ولی دریغ از یک بند استخوان. آن روز مهمانی از تهران برایمان آمد. کاروانی که در آن چند جانباز بزرگوار نیز حضور داشتند. از میان آنان، «حاج محمود ژولیده» مداح اهلبیت(علیه السلام) برجسته تر از بقیه بود. اولین صبحی که در فکه بودند، زیارت عاشورای با صفایی خواند.خیلی با سوز و آتشین. آه از نهاد همه برخاست. اشک ها جاری شد و دل ها خون شد به یاد کربلای حسینی، به یاد اباعبدالله در صحرای برهوت و پر از موانع و سیم خاردار فکه. فکه والفجر یک.

به یاد چند شب و چند روز عملیات در 112 و 143 و 146. به یاد شهدایی که اکنون زیر خاک پنهان بودند. زیارت عاشورا که به پایان رسید، «علی محمودوند» دو رکعت نماز زیارت خواند و قبراق و شاد، وسایل را گذاشت عقب وانت تویوتا. تعجب کردم. گفتم: «با این عجله کجا؟» شادمان گفت: «استارت کار خورد، دیگه تمام شد. رفتم که شهید پیدا کنم». و رفت.

دم ظهر بود که با صدای بوق وانتی که از دورمی آمد، متعجب از سوله ها بیرون آمدیم. علی محمودوند بود که شهیدی یافته بود. آورد تا به ما نشان دهد که زیارت عاشورا چه کارها می کند.



یادداشت ثابت - شنبه 91 آبان 28 | نظر بدهید

راهیان دشت خون

گوش دارید ای هواداران عشق!
تشنگان نم نم باران عشق!
بار دیگر قصه ی عشق و جنون
بشنوید از راهیان دشت خون
ماجرای عشق و وصل یار را
قصه ی مولا و وصف یار را
قصه ی لیلی و مجنون واگذار
پا به بزم عاشقان ما گذار
گرچه مجنون سر به صحراها نهاد
از غم لیلای خود از پا فتاد
عاشق ما را نوایی دیگر است
گفت مولانا چه خوش معنای عشق
از زبان نی که باشد نای عشق
نی حدیث راه پر خون می کند
قصه های عشق مجنون می کند
من چه گویم سر به مهر این نامه است
خارج از وسع زبان و چامه است
غیر عاشق را به کویش راه نیست
رهسپار راه او گمراه نیست
بشنوید ای عاشقان، با گوش جان
قصه ی عاشق ترین عاشقان
جمله عشاق سر گردان او
صد هزاران کوهکن حیران او
نای او از نای نی غم دار تر
عشق او از کوهکن خون بارتر
ماجرای بیستون و تیشه را
قصه ی فرهاد عشق اندیشه را
کهنه کرد این عاشق حق جوی ما
زاهد شب، شیر میدان پوی ما
کوهکن از رنج هجران حبیب
تیشه را بر سر زد از جور رقیب
عاشق ما پرده ای نو می زند
تیشه را بر فرق خسرو می زند
تا که رخش عزم را ـ هی می کند
یک شبه صد سال ره طی می کند
الله الله! عشق را باور کنید
کیمیا اینجاست مس را زر کنید
ای که او را حلقه بر در می زنی
خود نه با دستان که با سر می زنی
الله الله عشق را باور کنید
کیمیا این جاست مس را زر کنید

 



یادداشت ثابت - شنبه 91 آبان 28 | نظر بدهید

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز





کلام شهدا/خانواده شهدا/2
جای گل یاس، کنج گلدونه
بعد از نبی به فاطمه دنیا وفا نکرد (مرثیه)
نفس بزن باز دوباره ، پرستوی مهاجر من
یه گل یاس شکسته شاخه هاش از هم گسسته

 

 

 

 

 

 

 

 

کل بازدید : 28596
بازدید امروز :5
بازدید دیروز : 1
تعداد کل پست ها : 103

 


@

  مقر افسران جنگ سایبری

@



@

 ورق زدن قرآن آنلاین = online Quran
@ @